وقتی نیل آرمسترانگ نخستین گام خود را روی ماه گذاشت، آمریکاییها بعد از یک دهه نفس راحتی کشیدند. این گام، آخرین برگ و اتفاقا برگ برنده آنها در مسابقه فضایی با شوروی بود. مسابقهای که آمریکا آن را در اواخر دهه 1950 با شکست آغاز کرد، اما در اواخر دهه بعدی با پیروزی به پایان رساند.
اما فارغ از ماهیت و علل بروز شکلگیری رقابت فضایی میان دو کشور، سفر فضانوردان آمریکایی به ماه آموزههای مهمی از نظر فنی، مدیریتی و جامعهشناسی دارد. در این یادداشت قصد داریم به معرفی برخی از مهمترین عوامل که در موفقیت آمریکاییها در فرود انسان در ماه نقش داشتهاند، بپردازیم. اما پیش از آن نگاهی به شرایط اجتماعی و سیاسی آمریکا در دهه 1960 خواهیم داشت.
—***—
شرایط اجتماعی و سیاسی آمریکا
دهه 1960، به واسطه جنگ سرد و برخی دیگر از مسایل داخلی آمریکا، دوره پرتلاطمی از نظر سیاسی و اجتماعی در این کشور بود. جنگ سرد بین آمریکا و شوروی یکی از چالشهای خارجی آمریکا بود. در حقیقت مسابقه فضایی بخش مهمی از این جنگ قدرت محسوب میشد.
در این میان لشکرکشی اتمی شوروی به کوبا و تهدید آمریکا به جنگ هستهای، اوضاع را وخیمتر کرده بود. از طرفی دیگر جنگ ویتنام، آمریکا را در یک باتلاق هولناک سیاسی و نظامی انداخت. تمام این مشکلات خارجی در حالی بود که در سال 1963، جان اف کندی توسط فرد ناشناسی ترور شد و جامعه آمریکایی در شوک و حیرت فرو رفت.
در ادامه این کشور تظاهرات گسترده داخلی در اعتراض به تبعیضهای نژادی به خصوص برای سیاهپوستان را تجربه کرد. این اعتراضات در نهایت منجر به تصویب قانون رفع تبعیض نژادی در آمریکا شد.
سازمان فضایی آمریکا در چنین شرایطی، در حال آمادهسازی مقدمات سفر انسان به ماه بود. ناسا ماموریتهای بیسرنشین مختلفی را با هدف مطالعه ماه و بررسی روش فتح آن انجام میداد. در کنار این ماموریتها، طراحان فضاپیماها و پرتابگرها به همراه فضانوردان و چندین هزار مهندس و کارمند ناسا به طور شبانهروزی روی کسب تجربههای فنی و علمی سفر انسان به ماه متمرکز شده بودند. نتیجه این تلاشها در 20 ژوئیه 1969 با گذاشتن نخستین گام نیل آرمسترانگ بر ماه به ثمر نشست.
—***—
1- تعریف چشمانداز مشخص
براساس محاسبات آمریکاییها، روسها سال 1962 قادر به اعزام نخستین فضانوردشان به فضا بودند. اما در 12 آوریل 1961 آنها با پرتاب گاگارین به فضا توسط شوروی، غافلگیر شدند. آمریکا هم در آن زمان با انجام سفر زیرمداری آلن شپارد، سعی کرد این کار شوروی را بیپاسخ نگذارد.
اما پس از این پرتاب، جان کندی سخنرانی خود را در کنگره آمریکا انجام داد. «ما قصد داریم تا پایان دهه 1960، نخستین فضانورد را در ماه فرود بیاوریم.»
در این نطق تاریخی هدف فضایی آمریکا و خط مشی آن چه برای دستاندرکاران برنامههای فضایی و چه برای مردم آمریکا و جامعه جهانی به سادگی و کاملا شفاف بیان شده است. «قرار است چه کار کنیم؟ به ماه برویم… کی میرویم؟ تا پایان دهه 1960.»
نکته مهم دیگر مربوط به خود این چشمانداز است. آمریکا به خوبی دریافت تنها چیزی که میتواند در مقابل عنوان پر افتخار «نخستین فضانورد جهان» که روسها آن را تصاحب کرده بودند، به خوبی خودنمایی کند، سفر انسان به ماه بود. شاید هیچ هدفی به این اندازه هیجانانگیز و چالشی نبود.

سخنرانی تاریخی جان اف کندی در 25 می 1961 در کنگره آمریکا. در پسزمینه عکس، لیندون جانسون (سمت چپ)، معاون رییس جمهور آمریکا دیده میشود. او بعد از ترور کندی به ریاست جمهوری این کشور رسید و تا ژانویه 1969 در این سمت باقی ماند. جانسون یکی از حامیان اصلی برنامه اعزام انسان به ماه بود. هماکنون یکی از مراکز مهم ناسا که محل آموزش فضانوردان است به اسم او نامگذاری شده است.
2- برنامهریزی گام به گام
برنامه فضایی آپولو، برنامه اصلی آمریکا برای سفر سرنشیندار به ماه بود. اما اغلب نقش دو برنامه فضایی مرکوری و جمینی که قبل از آپولو اجرا شد را، نادیده میگیرند. دهه 1960، دهه آغازین عصر فضا بود و رسیدن به ماه تا پایان این دهه، هدفی بزرگ به نظر میرسید. زیرا راه زیادی تا رسیدن به فناوری اعزام انسان به ماه وجود داشت.
در آن زمان رهبران وقت فضایی آمریکا با توجه به مهلت محدودی که داشتند، یک نقشه راه منطقی برای نیل به این هدف طرح کردند. برنامه فضایی مرکوری با هدف اثبات فناوری پروازهای سرنشیندار به اجرا در آمد. سپس سازمان فضایی آمریکا در برنامه فضایی جمینی به تجربیات ارزشمندی در زمینه هدایت فضاپیماها و اقامت انسان در فضا دست یافت. این دو برنامه اولیه بود که اجرای برنامه فضایی آپولو را تضمین میکرد.
3- پشتوانه علمی و صنعتی
برخی از طرفداران فرضیه دروغبودن سفر انسان به ماه، همواره این موضوع را مطرح میکنند که آمریکا چطور توانست در کمتر از یک دهه به سطحی از فناوری برسد که بتواند فضاپیمای سرنشیندار به ماه بفرستد؟
مدیران فضایی آمریکا در دهه 1960 به خوبی از دو پشتوانه علمی و صنعتی که داشتند، بهره بردند. یکی پشتوانه حداقل نیمقرن صنعت مدرن خود در حوزههای مختلف و دیگری توان فنی و نیروهای ارزشمند انسانی که در جنگ جهانی دوم از آلمان به غنیمت آورده بودند.
در کنار آنها امکانات مالی بسیار خوب، مجموعه فضایی آمریکا را به یک ماشین محرک و پویا برای دستیابی این کشور به فناوری فضایی تبدیل کرده بود.
4- ساختار مدیریتی با ثبات
کمتر از یک سال پس از پرتاب ماهواره اسپوتنیک، آمریکا دریافت برای پیروزی در مسابقه فضایی نیازمند یک مجموعه فضایی قدرتمند و متحد بود. به همین دلیل در اکتبر 1958، سازمان فضایی آمریکا که بعدها به ناسا مشهور شد، شکل گرفت. این سازمان در دهه 1960، در اوج فعالیت و در کانون توجهات داخلی و بینالمللی قرار داشت.
ناسا در این دهه از یک ساختار مدیریتی و تشکیلاتی منسجم و بهینه بهره میبرد. چه در حوزههای مدیریتی و چه در حوزههای فنی، شاهد تغییرات کمی در آن دوره بودیم. اگر هم تغییراتی رخ میداد، بیشتر در سطوح پایین و اغلب برای بهینهسازی بود و تغییرات ساختاری عمده ایجاد نمیشد.
یکی از نشانههای ثبات مدیریتی در دهه 1960 را میتوان دوره ریاست «جیمز وب» بین سالهای 1961 تا 1968 دانست. در این دوره دو برنامه فضایی مرکوری و جمینی انجام و سال پایانی ریاست جیمز وب با آغاز برنامه فضایی آپولو همزمان شد. بعد از جیمز وب نیز «توماس پین» معاون او تا سپتامبر 1970 رهبری ناسا را برعهده گرفت.

جیمز وب بعد از دانیل گولدین، طولانیترین دوره ریاست بر سازمان فضایی آمریکا را داشت. او از فوریه 1961 تا اکتبر 1968 رهبری ناسا را برعهده داشت. در این مدت دو برنامه فضایی مرکوری و جمینی در راستای برنامه سفر انسان به ماه انجام شد و در ماههای آخر ریاست او، فاجعه آپولو – 1، اتفاق افتاد. هماکنون بزرگترین تلسکوپ فضایی جهان به نام جیمز وب نامگذاری شده است.
5- پرهیز از موازیکاری
قبل و در حین برنامه فضایی آپولو، کمتر شاهد هستیم که نهادهای درگیر در برنامههای فضایی آمریکا، به صورت موازی روی برنامههای مشابه کار کنند. همین امر علاوه بر جلوگیری از اتلاف هزینه و وقت، باعث شد که زیرمجموعههای ناسا عاملی برای همافزایی علمی و فنی یکدیگر شده و ساختار از نظر کاری فرسوده نشود و پویایی خود را حفظ کند.
از طرفی دیگر پس از اتمام برنامه فضایی آپولو، نزدیک به 10 مرکز فضایی قوی و متخصص و با اهداف مشخص برای تشکیلات فضایی آمریکا به یادگار ماند که هر کدام تاکنون هدایت برنامههای فضایی مهمی را در تاریخ فناوری فضایی جهان بر عهده داشتند.
6- اهمیتدادن به افکار عمومی
فرود نخستین انسان در ماه، به تنهایی رویداد مهم و جذابی بود. اما در برنامه فضایی آپولو به ابعاد رسانهای آن و تاثیرش بر افکار عمومی بسیار توجه شد. به شکلی که نه تنها در بین مردم آمریکا، بلکه ملل دیگر نیز با این رویداد ارتباط ویژهای برقرار کردند. به طوری که اغلب روزنامههای جهان و مردم، آرمسترانگ، آلدرین و کالینز را صرفا فضانوردانی از آمریکا نمیدانستند، بلکه در اذهان عمومی، این سه نمایندهای از بشریت برای فتح ماه بودند.
مباحث رسانهای و روابط عمومی در برنامه فضایی آپولو به طور هوشمندانهای برنامهریزی شده بود. دولت آمریکا برای اجرای این برنامه حمایت حداکثری مردم کشور را به وضوح پشت خود احساس میکرد.
اتاق فکر روابط عمومی برنامه آپولو، با اشراف به تمامی ابعاد این ماموریت فضایی، برای هر موقعیتی، نقشه و برنامهای داشت. حتی نطق تلویزیونی رییس جمهور آمریکا در صورت شکست ماموریت از پیش ضبط شده و آماده بود.
نکته قابل اهمیت در برنامه سفرهای سرنشیندار آمریکا به ماه، توجه به خواستههای افکار عمومی جامعه بود. مردم آمریکا روزی رضایت و حمایت خود را از این برنامه اعلام کردند و در سال 1972، به دنبال افزایش هزینهها، باعث لغو سفرهای آتی فضانوردان به ماه شدند.

صفحه اول روزنامه نیویورک تایمز که به انعکاس فرود تاریخی ماموریت آپولو – 11 روی ماه اختصاص دارد. در قسمت بالا سمت راست امضای نیل آرمسترانگ دیده میشود.
7- تبدیل تهدیدها به فرصتها
ناسا در جریان ماموریتهای آپولو متحمل دو شکست مهم شد. نخستین آن کشتهشدن سه فضانورد ماموریت آپولو – 1 در حین انجام تمرینهای پیش از پرتاب بود. این اتفاق دلخراش و البته خطرناکی برای برنامه سفر به ماه محسوب میشد. زیرا میتوانست روی ادامه این برنامه تاثیر منفی بگذارد.
اما نه تنها این اتفاق نیفتاد، بلکه باعث اعمال اصلاحات جدی در طراحی فضاپیمای آپولو و تصحیح اهداف ماموریتهای بعدی برای بالابردن ضریب اطمینان و امنیت سامانههای فضایی شد.
ماموریت آپولو – 13، دومین شکست آمریکاییها در راه فتح ماه بود. فضاپیمای آپولو – 13، ماموریت داشت تا سومین ماموریت سرنشیندار را با هدف فرود روی ماه انجام دهد. اما در میانه راه به دلیل انفجار یکی از مخازن اکسیژن، انجام این عملیات دیگر امکانپذیر نبود. در آن زمان به سرعت اولویت ماموریت از فرود روی ماه به نجات جان فضانوردان تغییر کرد و فضانوردان آپولو و مرکز فرماندهی زمین، ابتکار عمل را به دست گرفتند.
طراحی سناریوی نجات و اندکی شانس باعث شد، سه فضانورد حاضر در ماموریت آپولو – 13 به سلامت به زمین بازگردند. کارشناسان از این ماموریت به عنوان «موفقترین شکست» تاریخ فضانوردی یاد میکنند!
آپولو – 13، نه تنها وجهه صنعت فضایی آمریکا را در افکار عمومی جهان خدشهدار نکرد، بلکه چگونگی نجات فضانوردان، تحسین همگان را برانگیخت. از طرفی دیگر سفرهای فضایی سرنشیندار آمریکا به ماه که بعد از ماموریت آپولو – 11، به مرور از اهمیت آنها کاسته میشد را دوباره در نزد رسانهها و مردم پررنگ کرد.
پایان/
